آسمان و زمين زايل خواهد شد، ليكن سخنان من هرگز زايل نخواهد شد. از آن روز و ساعت هيچ كس اطلاع ندارد حتي ملائكة آسمان جز پدر من و بس؛ ليكن چنان كه ايام نوح بود ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد بود.
بر طبق بشارتهاي كه در كتاب انجيل آمده اين است كه حضرت مسيح به دنبال قيام حضرت حجت(عج) در فلسطين خواهند آمد و به ياري آن حضرت خواهد شتافت و پشت سر آن حضرت نماز خواهند خواند تا يهوديان و مسيحيان به اسلام روي آورده، و جز پيروان حضرت مهدي بشوند كه در اين قسمت به برخي از آنها اشاره ميشود:
1. انجيل متي
پس عيسي از هيكل بيرون شده برفت، و شاگردانش پيش آمد تا عمارتهاي هيكل را بدو نشان دهند عيسي ايشان را گفت: آيا همة اين چيزها را نميبينيد؟ هر آينه به شما ميگويم: در اينجا سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد كه به زير افكنده نشود و چون به كوه زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وي آمده گفتند: به ما بگو كه اين امور كي واقع ميشود؟ و نشان آمدن تو و انقضاي عالم چيست؟
عيسي در جواب ايشان گفت: زنهار كسي شما را گمراه نكند. زآن رو كه بسا به نام من آمده و خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسياري را گمراه خواهند كرد. و جنگها و اخبار جنگها را خواهيد شنيد، زنهار مضطرب مشويد؛ زيرا كه وقوع اين همه لازم است ليكن انتها هنوز نيست، زيرا قومي با قومي و مملكتي با مملكتي مقاومت خواهند نمود و قطحيها و وباها و زلزلهها در جايها پديد آيد...
آنگاه اگر كسي به شما گويد: اينك مسيح در اينجا يا در آنجاست باور مكنيد؛ زيرا كه مسيحيان كاذب و انبياي كذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظيمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودي برگزيدگان را نيز گمراه كردندي. اينك شما را پيش خبر دادم.
پس اگر شم را گويند: اينك در صحراست بيرون مرويد، يا آن كه در خلوت است باور مكنيد؛ زيرا همچنان كه برق از مشرق ساطع شده تا مغرب ظاهر ميشود ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد.
و فوراً بعداً از مصيبت آن ايّام، آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ريزند، و قوتهاي افلاك متزلزل گردد. آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد، و در آن وقت جميع طوايف زمين سينهزني گردد و پسر انسان را ببينند كه برابرهاي آسمان با قوت و جلال عظيم ميآيد.
پس از درخت انجير مثلش را فرا گيرند كه چون شاخهاش نازك شده برگها ميآورد ميفهميد كه تابستان نزديك است. همچنين شما نيز چون اين همه را ببينيد بفهميد كه نزديك ـ بلكه بردرـ است هر آينه به شما ميگويم...
آسمان و زمين زايل خواهد شد، ليكن سخنان من هرگز زايل نخواهد شد. اما از آن روز و ساعت هيچ كس اطلاع ندارد حتي ملائكة آسمان جز پدر من و بس؛ ليكن چنان كه ايام نوح بود ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد بود...
پس بيدار باشيد، زيرا كه نميدانيد در كدام ساعت خداوند شما ميآيد. ليكن اين را بدانيد كه اگر صاحب خانهاي دانست در چه پاسي از شب دزد ميآيد، بيدار ميماند و نميگذاشت كه به خانهاش نقب زند. لهذا شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتي كه گمان نبريد پسر انسان ميآيد پس آن غلام امين و دانا كيست كه آقايش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ايشان را در وقت معين خوراك دهد. خوشا به حال آن غلامي كه چون آقايش آيد او را در چنين كار مشغول يابد.
اما چون پسر انسان در جلال خود با جميع ملائكه مقدس خويش آيد آنگاه بر كرسي جلال خود خواهد نشست و جميع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همديگر جدا ميكند.
به قسمتي كه شبان ميشها را از بزها جدا ميكند و ميشها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گويد: بياييد اي بركتيافتگان از پدر من! و ملكوتي را كه از ابتداي عالم براي شما آماده شده است به ميراث گيريد.
عيسي ايشان را گفت: هر آينه به شما ميگويم: شما كه مرا متابعت نمودهايد، در معاد وقتي كه پسر انسان بر كرسي جلال خود نشيند، شما نيز به دوازده كرسي نشسته، بر دوازده سبط اسرائيل داوري خواهيد نمود و هر كه به خاطر اسم من خانهها يا برادران يا خواهران يا پدر يا مادر يا زن يا فرزندان يا زمينها را ترك كرد، صد چندان خواهد يافت و وارث حيات جاوداني خواهد گشت.
2. انجيل مرقس
و چون او ـ عيسي ـ از هيكل بيرون ميرفت يكي از شاگردانش بدو گفت: اي استاد! ملاحظه فرما چه نوع سنگها و چه عمارتها است!
عيسي در جواب وي گفت: آيا اين عمارتهاي عظيم را مينگري بدان كه سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد مگر آن كه به زير افكنده شود.
و چون او بر كوه زيتون مقابل هيكل نشسته بود. از وي پرسيدند: ما را خبر ده كه اين امور كي واقع ميشود و علامت نزديك شدن اين امور چيست؟
آنگاه عيسي در جواب ايشان سخن آغاز كرد كه: زنهار كسي شما را گمراه نكنيد. زيرا كه بسياري به نام من آمده خواهند گفت كه: من هستم، و بسياري را گمراه خواهند نمود اما چون جنگها و اخبار جنگها را بشنويد مضطرب مشويد؛ زيرا كه وقوع اين حوادث ضروري است ليكن انتها هنوز نيست. زيرا كه امتي بر امتي و مملكتي بر مملكتي خواهند برخاست و زلزلهها در جايها حادث خواهد شد و قطحيها و اغتشاشها پديد ميآيد و اينها ابتداي دردهاي زه ميباشد. ليكن شما از براي خود احتياط كنيد... ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ كس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بيدار شد دعا كنيد زيرا نميدانيد كه آن وقت كي ميشود.
مثل كسي كه عازم سفر شده خانة خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده هر يكي را به شغلي خاص مقرر نمايد و دربان را امر فرمايد كه بيدار بماند. پس بيدار باشيد! زيرا نميدانيد كه در چه وقت صاحب خانه ميآيد. در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد. اما آنچه به شما ميگويم به همه ميگوييم بيدار باشيد!
3.انجيل لوقا
كمرهاي خود را بسته، چراغهاي خود را افروخته بداريد و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را ميكشند، كه چه وقت از عروسي مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بيدرنگ براي او باز كند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد. پس شما نيز مستعد باشيد، زيرا در ساعتي كه گمان نميبريد پسر انسان ميآيد.
و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و ر زمين، تنگي و حيرت از براي امتها روي خواهد نمود، به سبب شوريدن دريا و امواجش و دلهاي مردم ضعيف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقايعي كه بر ربع مسكون ظاهر ميشود، زيرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آنگاه پسر انسان را خواهند ديد كه بر ابري سوار شده با قوت و جلال عظيم ميآيد.
4. انجيل يوحنّا
و بدو قدرت بخشيده است كه داوري هم بكند؛ زيرا كه پسر انسان است و از اين تعجب مكنيد زيرا ساعتي ميآيد كه در آن جميع كساني كه در قبور ميباشند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد هر كه اعمال نيكو كرد براي قيامت حيات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قيامت داوري.
مكاشفه يوحنّا
و علامتي عظيم در آسمان ظاهر شد. زني كه آفتاب را در بر دارد و ماه زير پايهايش و بر سرش تاجي از دوازده ستاره است و آبستن بود از درد و عذاب زاييدن فرياد برميآورد و علامتي ديگر در آسمان پديد آمد كه اينك اژدهاي بزرگ آتشگون كه او را هفت سر و ده شاخ بود و بر سرهايش هفت افسر و دمش ثلث ستارگان آسمان را كشيده آنها را بر زمين ريخت و اژدها پيش آن زن كه ميزاييد بايستاد تا چون بزايد فرزند او را ببلعد. پس پسر نرينه را زاييد كه همة امتهاي زمين را به عصاي آهنين حكمراني خواهد كرد و فرزندش به نزد خدا و تخت او رجوده شد...
و در آسمان جنگ شد ميكائيل و فرشتگانش با اژدها جنگ كردند و فرشتگانش جنگ كردند. ولي غلبه نيافتند بلكه جاي ايشان ديگر در آسمان يافت نشد. و اژدهاي بزرگ انداخته شد يعني آن مار قديمي كه به ابليس و شيطان مسمي است كه تمام ربع مسكون را ميفريبد. او بر زمين انداخته شد و فرشتگانش با وي انداخته شدند.
در قسمت ديگري از مكاشفة يوحناي لاهوتي بشارت ظهور حضرت مهدي(عج) چنين آمده است: و ديدم آسمان را گشود و ناگاه اسبي سفيد كه سوارش امين و حق نام دارد و به عدل داوري و جنگ مينمايد و چشمانش چون شعله آتش و بر سرش افسرهاي بسيار واسمي مرقوم دارد كه جز خودش هيچ كس آن را نميداند و جامة خونآلود ـسرخـ در بر دارد و نام او را كلمة خدا ميدانند و لشكرهايي كه در آسمانند بر اسبهاي سفيد و به كتان سفيد و پاك ملبس از عقب او ميآمدند. و از دهانش شمشيري تيز بيرون ميآيد تا به آن امتها را بزند و آنها را به عصاي آهنين حكمراني خواهد نمود... و ديدم فرشته او را در آفتاب ايستاده كه به آواز بلند تمامي مرغاني را كه در آسمان پرواز ميكنند فدا كرده ميگويد: بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپهسالاران و گوشت جباران...
5. رسالة پولس به روميان
زيرا يقين ميدانم كه دردهاي زمان حاضر نسبت به آن جلالي كه در ما ظاهر خواهد شد، هيچ است ... و آنكه براي حكمراني امتها مبعوث شود، اميد امتها بر وي خواهد بود.
اين تعبيرها در احاديث اسلامي هم آمده است
زيرا اين را به شما از كلام خدا ميگوييم كه ما كه زنده و تا آمدن خداوند باقي باشيم بر خوابيدگان سبقت نخواهيم جست؛ زيرا خداوند با صدا و با آواز رئيس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد، و مردگان در مسيح اول خواهند برخاست. آنگاه ما كه زنده و باقي باشيم با ايشان در ابرها ربوده خواهيم شد تا خداوند را در هوا استقبال كنيم و همچنين هميشه با خداوند خواهيم بود.
اين فراز، با روايات اسلامي وجوه مشترك فراواني دارند از جمله:
1. نزول حضرت عيسي
2. صيحة آسماني
3. زنده شدن گروهي از افراد صالح
4. آمدن او بر فراز ابر
5. ربودهشدن ياران حضرت ولي عصر از محرابها و رختخوابهاي خود و انتقال يافتن آنها بر فراز ابرها.
6. اعمال رسولان
و چون اين را گفت: وقتي كه ايشان همي نگريستند بالا برده شد، و ابري او را از چشمان ايشان در ربود و چون به سوي آسمان چشم دوخته بودند، هنگامي كه او ميرفت ناگاه دو مرد سفيدپوش نزد ايشان ايستاده گفتند: اي مردان جليل! چرا ايستاده به سوي آسمان نگرانيد؟ همين عيسي كه از نزد شما به آسمان بالا برده شده، باز خواهد آمد، به همين طوري كه او را به سوي آسمان روانه ديديد.
ميتوان گفت كه يكي از عقايد قطعي همه مسلمانان اين است كه:
حضرت عيسي در زمان ظهور حضرت مهدي خواهند آمد و روايات زيادي هم در اين زمينه از منابع شيعه و سني داريم از جمله
پيامبر(ص) ميفرمايد:
منّا الذي تصلي عيسيبن مريم خلفه؛
آن كسي كه عيسيبن مريم(ع) در پشت سر او نماز ميخواند، از ماست
در انجيل با الفاظ مختلف، تعدادي از اسامي، القاب و اوصاف آن حضرت آمده كه به عنوان نمونه، در انجيل، اسم آن حضرت مهميد الاخر ميباشد.
1. انجيل متي

پس عيسي از هيكل بيرون شده برفت، و شاگردانش پيش آمد تا عمارتهاي هيكل را بدو نشان دهند عيسي ايشان را گفت: آيا همة اين چيزها را نميبينيد؟ هر آينه به شما ميگويم: در اينجا سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد كه به زير افكنده نشود و چون به كوه زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وي آمده گفتند: به ما بگو كه اين امور كي واقع ميشود؟ و نشان آمدن تو و انقضاي عالم چيست؟
عيسي در جواب ايشان گفت: زنهار كسي شما را گمراه نكند. زآن رو كه بسا به نام من آمده و خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسياري را گمراه خواهند كرد. و جنگها و اخبار جنگها را خواهيد شنيد، زنهار مضطرب مشويد؛ زيرا كه وقوع اين همه لازم است ليكن انتها هنوز نيست، زيرا قومي با قومي و مملكتي با مملكتي مقاومت خواهند نمود و قطحيها و وباها و زلزلهها در جايها پديد آيد...
آنگاه اگر كسي به شما گويد: اينك مسيح در اينجا يا در آنجاست باور مكنيد؛ زيرا كه مسيحيان كاذب و انبياي كذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظيمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودي برگزيدگان را نيز گمراه كردندي. اينك شما را پيش خبر دادم.
پس اگر شم را گويند: اينك در صحراست بيرون مرويد، يا آن كه در خلوت است باور مكنيد؛ زيرا همچنان كه برق از مشرق ساطع شده تا مغرب ظاهر ميشود ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد.
و فوراً بعداً از مصيبت آن ايّام، آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ريزند، و قوتهاي افلاك متزلزل گردد. آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد، و در آن وقت جميع طوايف زمين سينهزني گردد و پسر انسان را ببينند كه برابرهاي آسمان با قوت و جلال عظيم ميآيد.
پس از درخت انجير مثلش را فرا گيرند كه چون شاخهاش نازك شده برگها ميآورد ميفهميد كه تابستان نزديك است. همچنين شما نيز چون اين همه را ببينيد بفهميد كه نزديك ـ بلكه بردرـ است هر آينه به شما ميگويم...
آسمان و زمين زايل خواهد شد، ليكن سخنان من هرگز زايل نخواهد شد. اما از آن روز و ساعت هيچ كس اطلاع ندارد حتي ملائكة آسمان جز پدر من و بس؛ ليكن چنان كه ايام نوح بود ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد بود...
پس بيدار باشيد، زيرا كه نميدانيد در كدام ساعت خداوند شما ميآيد. ليكن اين را بدانيد كه اگر صاحب خانهاي دانست در چه پاسي از شب دزد ميآيد، بيدار ميماند و نميگذاشت كه به خانهاش نقب زند. لهذا شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتي كه گمان نبريد پسر انسان ميآيد پس آن غلام امين و دانا كيست كه آقايش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ايشان را در وقت معين خوراك دهد. خوشا به حال آن غلامي كه چون آقايش آيد او را در چنين كار مشغول يابد.
اما چون پسر انسان در جلال خود با جميع ملائكه مقدس خويش آيد آنگاه بر كرسي جلال خود خواهد نشست و جميع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همديگر جدا ميكند.
به قسمتي كه شبان ميشها را از بزها جدا ميكند و ميشها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گويد: بياييد اي بركتيافتگان از پدر من! و ملكوتي را كه از ابتداي عالم براي شما آماده شده است به ميراث گيريد.
عيسي ايشان را گفت: هر آينه به شما ميگويم: شما كه مرا متابعت نمودهايد، در معاد وقتي كه پسر انسان بر كرسي جلال خود نشيند، شما نيز به دوازده كرسي نشسته، بر دوازده سبط اسرائيل داوري خواهيد نمود و هر كه به خاطر اسم من خانهها يا برادران يا خواهران يا پدر يا مادر يا زن يا فرزندان يا زمينها را ترك كرد، صد چندان خواهد يافت و وارث حيات جاوداني خواهد گشت.
2. انجيل مرقس
و چون او ـ عيسي ـ از هيكل بيرون ميرفت يكي از شاگردانش بدو گفت: اي استاد! ملاحظه فرما چه نوع سنگها و چه عمارتها است!
عيسي در جواب وي گفت: آيا اين عمارتهاي عظيم را مينگري بدان كه سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد مگر آن كه به زير افكنده شود.
و چون او بر كوه زيتون مقابل هيكل نشسته بود. از وي پرسيدند: ما را خبر ده كه اين امور كي واقع ميشود و علامت نزديك شدن اين امور چيست؟
آنگاه عيسي در جواب ايشان سخن آغاز كرد كه: زنهار كسي شما را گمراه نكنيد. زيرا كه بسياري به نام من آمده خواهند گفت كه: من هستم، و بسياري را گمراه خواهند نمود اما چون جنگها و اخبار جنگها را بشنويد مضطرب مشويد؛ زيرا كه وقوع اين حوادث ضروري است ليكن انتها هنوز نيست. زيرا كه امتي بر امتي و مملكتي بر مملكتي خواهند برخاست و زلزلهها در جايها حادث خواهد شد و قطحيها و اغتشاشها پديد ميآيد و اينها ابتداي دردهاي زه ميباشد. ليكن شما از براي خود احتياط كنيد... ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ كس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بيدار شد دعا كنيد زيرا نميدانيد كه آن وقت كي ميشود.
مثل كسي كه عازم سفر شده خانة خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده هر يكي را به شغلي خاص مقرر نمايد و دربان را امر فرمايد كه بيدار بماند. پس بيدار باشيد! زيرا نميدانيد كه در چه وقت صاحب خانه ميآيد. در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد. اما آنچه به شما ميگويم به همه ميگوييم بيدار باشيد!
3.انجيل لوقا
كمرهاي خود را بسته، چراغهاي خود را افروخته بداريد و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را ميكشند، كه چه وقت از عروسي مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بيدرنگ براي او باز كند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد. پس شما نيز مستعد باشيد، زيرا در ساعتي كه گمان نميبريد پسر انسان ميآيد.
و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و ر زمين، تنگي و حيرت از براي امتها روي خواهد نمود، به سبب شوريدن دريا و امواجش و دلهاي مردم ضعيف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقايعي كه بر ربع مسكون ظاهر ميشود، زيرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آنگاه پسر انسان را خواهند ديد كه بر ابري سوار شده با قوت و جلال عظيم ميآيد.
4. انجيل يوحنّا
و بدو قدرت بخشيده است كه داوري هم بكند؛ زيرا كه پسر انسان است و از اين تعجب مكنيد زيرا ساعتي ميآيد كه در آن جميع كساني كه در قبور ميباشند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد هر كه اعمال نيكو كرد براي قيامت حيات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قيامت داوري.
مكاشفه يوحنّا
و علامتي عظيم در آسمان ظاهر شد. زني كه آفتاب را در بر دارد و ماه زير پايهايش و بر سرش تاجي از دوازده ستاره است و آبستن بود از درد و عذاب زاييدن فرياد برميآورد و علامتي ديگر در آسمان پديد آمد كه اينك اژدهاي بزرگ آتشگون كه او را هفت سر و ده شاخ بود و بر سرهايش هفت افسر و دمش ثلث ستارگان آسمان را كشيده آنها را بر زمين ريخت و اژدها پيش آن زن كه ميزاييد بايستاد تا چون بزايد فرزند او را ببلعد. پس پسر نرينه را زاييد كه همة امتهاي زمين را به عصاي آهنين حكمراني خواهد كرد و فرزندش به نزد خدا و تخت او رجوده شد...
و در آسمان جنگ شد ميكائيل و فرشتگانش با اژدها جنگ كردند و فرشتگانش جنگ كردند. ولي غلبه نيافتند بلكه جاي ايشان ديگر در آسمان يافت نشد. و اژدهاي بزرگ انداخته شد يعني آن مار قديمي كه به ابليس و شيطان مسمي است كه تمام ربع مسكون را ميفريبد. او بر زمين انداخته شد و فرشتگانش با وي انداخته شدند.
در قسمت ديگري از مكاشفة يوحناي لاهوتي بشارت ظهور حضرت مهدي(عج) چنين آمده است: و ديدم آسمان را گشود و ناگاه اسبي سفيد كه سوارش امين و حق نام دارد و به عدل داوري و جنگ مينمايد و چشمانش چون شعله آتش و بر سرش افسرهاي بسيار واسمي مرقوم دارد كه جز خودش هيچ كس آن را نميداند و جامة خونآلود ـسرخـ در بر دارد و نام او را كلمة خدا ميدانند و لشكرهايي كه در آسمانند بر اسبهاي سفيد و به كتان سفيد و پاك ملبس از عقب او ميآمدند. و از دهانش شمشيري تيز بيرون ميآيد تا به آن امتها را بزند و آنها را به عصاي آهنين حكمراني خواهد نمود... و ديدم فرشته او را در آفتاب ايستاده كه به آواز بلند تمامي مرغاني را كه در آسمان پرواز ميكنند فدا كرده ميگويد: بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپهسالاران و گوشت جباران...
5. رسالة پولس به روميان
زيرا يقين ميدانم كه دردهاي زمان حاضر نسبت به آن جلالي كه در ما ظاهر خواهد شد، هيچ است ... و آنكه براي حكمراني امتها مبعوث شود، اميد امتها بر وي خواهد بود.
اين تعبيرها در احاديث اسلامي هم آمده است
زيرا اين را به شما از كلام خدا ميگوييم كه ما كه زنده و تا آمدن خداوند باقي باشيم بر خوابيدگان سبقت نخواهيم جست؛ زيرا خداوند با صدا و با آواز رئيس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد، و مردگان در مسيح اول خواهند برخاست. آنگاه ما كه زنده و باقي باشيم با ايشان در ابرها ربوده خواهيم شد تا خداوند را در هوا استقبال كنيم و همچنين هميشه با خداوند خواهيم بود.
اين فراز، با روايات اسلامي وجوه مشترك فراواني دارند از جمله:
1. نزول حضرت عيسي
2. صيحة آسماني
3. زنده شدن گروهي از افراد صالح
4. آمدن او بر فراز ابر
5. ربودهشدن ياران حضرت ولي عصر از محرابها و رختخوابهاي خود و انتقال يافتن آنها بر فراز ابرها.
6. اعمال رسولان
و چون اين را گفت: وقتي كه ايشان همي نگريستند بالا برده شد، و ابري او را از چشمان ايشان در ربود و چون به سوي آسمان چشم دوخته بودند، هنگامي كه او ميرفت ناگاه دو مرد سفيدپوش نزد ايشان ايستاده گفتند: اي مردان جليل! چرا ايستاده به سوي آسمان نگرانيد؟ همين عيسي كه از نزد شما به آسمان بالا برده شده، باز خواهد آمد، به همين طوري كه او را به سوي آسمان روانه ديديد.
ميتوان گفت كه يكي از عقايد قطعي همه مسلمانان اين است كه:
حضرت عيسي در زمان ظهور حضرت مهدي خواهند آمد و روايات زيادي هم در اين زمينه از منابع شيعه و سني داريم از جمله
پيامبر(ص) ميفرمايد:
منّا الذي تصلي عيسيبن مريم خلفه؛
آن كسي كه عيسيبن مريم(ع) در پشت سر او نماز ميخواند، از ماست
در انجيل با الفاظ مختلف، تعدادي از اسامي، القاب و اوصاف آن حضرت آمده كه به عنوان نمونه، در انجيل، اسم آن حضرت مهميد الاخر ميباشد.
+
تهیه کننده محمد جواد محقق
|
يكم. امامت، خورشيد حيات بخشى است (1) كه شيعه با اعتقاد به آن گره خورده و راه خويش را در تاريخ آغاز كرده و از اسلام خلفا و كج راههها و بى راههها جدا نموده است. تولد، حيات، بالندگى و بقاى شيعه در گرو اين حقيقتبزرگ قرآنى (2) و يادگار سترگ پيامبر صلى الله عليه و آله است. رسول بزرگ اسلام آنقدر كه بر اين امر عظيم سفارش مىفرمود، به هيچ يك از امور ديگر سفارش نمىفرمود (3) و آنقدر كه براى اين مهم از نخستين روزهاى دعوت علنى تا آخرين لحظات عمر مبارك خويش، در بستر بيمارى گام بر مىداشت و اقدام مىكرد، براى هيچ كار ديگرى اهتمام نمىورزيد و زمينه سازى نمىكرد.
امامت، قلب تپنده شيعه و چراغ راه تشيع در گردبادهاى حوادث و ايام است. امامت، رمز وحدت و ركن اساسى دين و سرمايه عظيم تشيع است. امامت چراغ هدايت، كشتى نجات و امانتخدا بر روى زمين است. مىتوان آن را پذيرفت و به عزت و فوز و فلاح رسيد و مىتوان از آن چشم پوشيد و در ذلت، ضلالت و تحير فردى و اجتماعى روزگار گذراند. (4)
دوم. در ميان امامان شيعه، امام دوازدهم از ويژگىها و امتيازهاى خاصى برخوردار است. او تنها كسى است كه تمامى جهان را از عدل و داد سرشار خواهد ساخت; همان گونه كه از ظلم و بيداد پر شده است. او كسى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و همه امامان، از ساليان دور، آمدن او را بشارت مىدادند و با ياد او و دولت او، خود و شيعيان را آرامش مىبخشيدند. او كسى است كه بينى تمامى گردنكشان را به خاك خواهد ماليد و اسلام را فرا گير خواهد ساخت و بر جاى جاى اين عالم گلبانگ «لا اله الا الله، محمد رسول الله» را طنين انداز خواهد ساخت و بر اين كره خاكى حكومت واحد جهانى اسلام را بنيان خواهد نهاد.
سوم. امامتخاستگاه انقلاب اسلامى ايران است. رابطه امامتبا انقلاب، رابطه «والد» و «ما ولد» (5) و رابطه ريشه با برگ است. ريشه برگ را مىزايد و برگ ريشه را نيرو مىبخشد. انقلاب ايران همچنان كه بر خاسته از اعتقاد به امامت است، امروز زمينه ساز قيام و حكومت امام مهدى (عج) است. نقش رهبرى پيامبر گونه امام راحل (ره) و نقش عنصر معنويت و فقاهت و نيابت از سوى امام زمان (عج) و در نتيجه ولايت پذيرى مردم در پيروزى انقلاب، بر كسى پوشيده نيست.
در حقيقت، راز رهايى ايران از يوغ بيگانه و كارآمدى و بقاى نظام، باز شدن گرههاى كور در لحظات سرنوشتساز در تمامى سالهاى پس از انقلاب، از جنگ و صلح گرفته تا بسيارى از تهاجمات و اغتشاشات و براندازىها، در گرو حمايت از مقام منيع ولايت است. به ياد دارم در يكى از سفرهاى حج، در گفتوگويى كه با يكى از متفكران مصرى در مسجد النبى صلى الله عليه و آله داشتم، وى با اشاره به همين نكته، مىگفت: رمز اساسى پيروزى شما رهبرى امام خمينى (ره) است و اگر ما هم از چنين رهبرى برخوردار بوديم، در مصر انقلاب مىكرديم. و من افزودم: آرى، اگر مردم ما و اعتقادات ما را هم مىداشتيد!
چهارم. با ولى بودن آثارى دارد و پشت كردن به او غرامتى. كسى كه با امام نور نباشد، گرفتار امام نار مىشود و اين، سنتى است الاهى. به شهادت قرآن، كسانى كه از موسى عليه السلام بريدند و پس از رؤيت آن همه معجزه و رهايى از چنگال فرعون و حاكميتبر سرنوشتخود; «و جعلكم ملوكا» ، در برابر تنها خواسته او بهانه آوردند و عذر تراشيدند و در حقيقت از پذيرش ولايت او سر باز زدند و با نيشخند و تمسخر گفتند: «فاذهب انت وربك فقاتلا انا هيهنا قاعدون» ، به محروميت; «محرمة عليهم» و حيرت و سرگردانى; «يتيهون فى الارض» گرفتار شدند و اين سنتخداست.
امام حسين عليه السلام هم در صحراى تفتيده كربلا همين سنت الاهى را فرياد مىكرد و هشدار داد كه اگر به امام نور پشت كنيد، اسير امام نار مىشويد و بر شما كسانى حاكم خواهند شد (حجاجها) كه پست و زبونتان خواهند ساخت. فاطمه عليها السلام هم مىفرمود: با على عليه السلام بودن همه چيز است و بى على عليه السلام بودن هيچ; يعنى پذيرش حاكميت معاويه، يزيد، خلفاى عباسى، صدام و... .
پنجم. هر متاعى به مقدار اهميتش در معرض خطر و هجمه بيشترى است. امروز ولايت تنها سد استوارى است كه فرا روى تمامى قدرتها ايستاده است. از اينرو شياطين همه توان خود را، در داخل و خارج، به مقابله و رويارويى با آن فرا خواندهاند و از هيچ كارى و به راستى از هيچ كارى دريغ ندارند; از شايعات بىاساس گرفته تا ايجاد شبهات و تفكيك ولايت فقهى و علمى، تا انكار تولد امام مهدى (عج)، تا راه اندازى بوقهاى مزدور (راديو بهاييت)، تا تصويب بودجههاى بيست ميليون دلارى و... .
اين نوع هجومهاى خشن، به عمد يا به غير عمد، در رسانههاى داخل و خارج، آدمى را به اين فكر مىاندازد كه طرحى هماهنگ و منسجم در دست اجرا است; به گونهاى كه هر يك ديگرى را كامل مىكند. البته اين هجمه، تاريخى كهن در اسلام و ايران دارد. قدرت امامت تا آنجا است كه به اعتراف دشمن، شيعه با كربلا و ياد حسين عليه السلام انقلاب مىكند و با انتظار و نام امام مهدى (عج) آن را حفظ مىكند (نگاه سرخ و نگاه سبز) . (6)
ايجاد برخى از فرقههاى انحرافى چون بهائيت، سوغات استعمارگر پير در خاموش كردن همين آتشفشان مهدويت است.
ششم. در برابر هجومهاى خشن و وحشيانهاى كه در قالبهاى نو و كهنه عرضه مىشود، بايد به ابزار روز مسلح شد كه چشم در برابر چشم و گوش در برابر گوش. (7)
با توجه به اهميت مقوله مهدويت و نقش آن در اعتقاد مردم و حفظ و رشد و بالندگى نظام، بايد به بسط فرهنگ مهدويتبا استفاده از همه فرصتها و ظرفيتهاى جامعه، با بهرهورى از راه كارهاى مناسب و ارائه عرصههاى جديد پژوهش، پرداخت همان گونه كه بايد به جلوگيرى از سوء استفادهها و آسيب شناسى آن نيز پرداخت تا از نفوذ افكار مسموم پيشگيرى كرد.
اين رسالت رسالتى همگانى است و در انحصار هيچ گروه و سازمان خاصى نيست و اگر گروهى عهده دار آن مىشود تا اين امر خطير را سامان بخشد، تكليف را از دوش ديگران بر نمىدارد، بلكه وظيفه همكارى را هم بر تكليف پيشين آنان مىافزايد.
بايد اين گوهر گرانبها و اين آتشفشان مهدويت هر دم افروختهتر گردد و اين ميسور نيست، مگر با يك بسيج همگانى و مديريتى متمركز و تربيت نيروهاى متخصص و مبلغ. بايد مربيانى كارآ، روزآمد و وارسته از حوزويان و دانشگاهيان تربيت كرد و در عرصه آموزش، پژوهش، هنر و ادبيات، كارى جدى كرد و طرحى نو درانداخت. ناگفته نماند كه كارهاى بزرگ به همان اندازه كه مهم و سترگند; از حساسيت و شكنندگى خاصى هم برخوردارند. كارهايى از اين نوع، سرعت و دقت را با هم مىطلبد.
هفتم. چنان كه غيبت امام زمان (عج) صغرا و كبرا دارد، ظهور آن حضرت هم مىتواند صغرا و كبرا داشته باشد و انقلاب اسلامى ايران را مىتوان نماد ظهور صغرا و زمينه ساز ظهور خود آن امام همام دانست. پيش از انقلاب اسلامى ايران پذيرش يك حكومت دينى و فراگير به رهبرى امام عصر (عج) براى بسيارى بعيد مىنمود; اما امروز اين مهم هيچ دور از واقع نيست. از اين رو مىتوان انقلاب اسلامى ايران را مظهر ظهور صغرا و بسترى براى تحقق و اتصال به قيام كبراى آن حضرت دانست; ان شاء الله.
ادامه مطلب...
امامت، قلب تپنده شيعه و چراغ راه تشيع در گردبادهاى حوادث و ايام است. امامت، رمز وحدت و ركن اساسى دين و سرمايه عظيم تشيع است. امامت چراغ هدايت، كشتى نجات و امانتخدا بر روى زمين است. مىتوان آن را پذيرفت و به عزت و فوز و فلاح رسيد و مىتوان از آن چشم پوشيد و در ذلت، ضلالت و تحير فردى و اجتماعى روزگار گذراند. (4)

دوم. در ميان امامان شيعه، امام دوازدهم از ويژگىها و امتيازهاى خاصى برخوردار است. او تنها كسى است كه تمامى جهان را از عدل و داد سرشار خواهد ساخت; همان گونه كه از ظلم و بيداد پر شده است. او كسى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و همه امامان، از ساليان دور، آمدن او را بشارت مىدادند و با ياد او و دولت او، خود و شيعيان را آرامش مىبخشيدند. او كسى است كه بينى تمامى گردنكشان را به خاك خواهد ماليد و اسلام را فرا گير خواهد ساخت و بر جاى جاى اين عالم گلبانگ «لا اله الا الله، محمد رسول الله» را طنين انداز خواهد ساخت و بر اين كره خاكى حكومت واحد جهانى اسلام را بنيان خواهد نهاد.
سوم. امامتخاستگاه انقلاب اسلامى ايران است. رابطه امامتبا انقلاب، رابطه «والد» و «ما ولد» (5) و رابطه ريشه با برگ است. ريشه برگ را مىزايد و برگ ريشه را نيرو مىبخشد. انقلاب ايران همچنان كه بر خاسته از اعتقاد به امامت است، امروز زمينه ساز قيام و حكومت امام مهدى (عج) است. نقش رهبرى پيامبر گونه امام راحل (ره) و نقش عنصر معنويت و فقاهت و نيابت از سوى امام زمان (عج) و در نتيجه ولايت پذيرى مردم در پيروزى انقلاب، بر كسى پوشيده نيست.
در حقيقت، راز رهايى ايران از يوغ بيگانه و كارآمدى و بقاى نظام، باز شدن گرههاى كور در لحظات سرنوشتساز در تمامى سالهاى پس از انقلاب، از جنگ و صلح گرفته تا بسيارى از تهاجمات و اغتشاشات و براندازىها، در گرو حمايت از مقام منيع ولايت است. به ياد دارم در يكى از سفرهاى حج، در گفتوگويى كه با يكى از متفكران مصرى در مسجد النبى صلى الله عليه و آله داشتم، وى با اشاره به همين نكته، مىگفت: رمز اساسى پيروزى شما رهبرى امام خمينى (ره) است و اگر ما هم از چنين رهبرى برخوردار بوديم، در مصر انقلاب مىكرديم. و من افزودم: آرى، اگر مردم ما و اعتقادات ما را هم مىداشتيد!
چهارم. با ولى بودن آثارى دارد و پشت كردن به او غرامتى. كسى كه با امام نور نباشد، گرفتار امام نار مىشود و اين، سنتى است الاهى. به شهادت قرآن، كسانى كه از موسى عليه السلام بريدند و پس از رؤيت آن همه معجزه و رهايى از چنگال فرعون و حاكميتبر سرنوشتخود; «و جعلكم ملوكا» ، در برابر تنها خواسته او بهانه آوردند و عذر تراشيدند و در حقيقت از پذيرش ولايت او سر باز زدند و با نيشخند و تمسخر گفتند: «فاذهب انت وربك فقاتلا انا هيهنا قاعدون» ، به محروميت; «محرمة عليهم» و حيرت و سرگردانى; «يتيهون فى الارض» گرفتار شدند و اين سنتخداست.
امام حسين عليه السلام هم در صحراى تفتيده كربلا همين سنت الاهى را فرياد مىكرد و هشدار داد كه اگر به امام نور پشت كنيد، اسير امام نار مىشويد و بر شما كسانى حاكم خواهند شد (حجاجها) كه پست و زبونتان خواهند ساخت. فاطمه عليها السلام هم مىفرمود: با على عليه السلام بودن همه چيز است و بى على عليه السلام بودن هيچ; يعنى پذيرش حاكميت معاويه، يزيد، خلفاى عباسى، صدام و... .
پنجم. هر متاعى به مقدار اهميتش در معرض خطر و هجمه بيشترى است. امروز ولايت تنها سد استوارى است كه فرا روى تمامى قدرتها ايستاده است. از اينرو شياطين همه توان خود را، در داخل و خارج، به مقابله و رويارويى با آن فرا خواندهاند و از هيچ كارى و به راستى از هيچ كارى دريغ ندارند; از شايعات بىاساس گرفته تا ايجاد شبهات و تفكيك ولايت فقهى و علمى، تا انكار تولد امام مهدى (عج)، تا راه اندازى بوقهاى مزدور (راديو بهاييت)، تا تصويب بودجههاى بيست ميليون دلارى و... .
اين نوع هجومهاى خشن، به عمد يا به غير عمد، در رسانههاى داخل و خارج، آدمى را به اين فكر مىاندازد كه طرحى هماهنگ و منسجم در دست اجرا است; به گونهاى كه هر يك ديگرى را كامل مىكند. البته اين هجمه، تاريخى كهن در اسلام و ايران دارد. قدرت امامت تا آنجا است كه به اعتراف دشمن، شيعه با كربلا و ياد حسين عليه السلام انقلاب مىكند و با انتظار و نام امام مهدى (عج) آن را حفظ مىكند (نگاه سرخ و نگاه سبز) . (6)
ايجاد برخى از فرقههاى انحرافى چون بهائيت، سوغات استعمارگر پير در خاموش كردن همين آتشفشان مهدويت است.
ششم. در برابر هجومهاى خشن و وحشيانهاى كه در قالبهاى نو و كهنه عرضه مىشود، بايد به ابزار روز مسلح شد كه چشم در برابر چشم و گوش در برابر گوش. (7)
با توجه به اهميت مقوله مهدويت و نقش آن در اعتقاد مردم و حفظ و رشد و بالندگى نظام، بايد به بسط فرهنگ مهدويتبا استفاده از همه فرصتها و ظرفيتهاى جامعه، با بهرهورى از راه كارهاى مناسب و ارائه عرصههاى جديد پژوهش، پرداخت همان گونه كه بايد به جلوگيرى از سوء استفادهها و آسيب شناسى آن نيز پرداخت تا از نفوذ افكار مسموم پيشگيرى كرد.
اين رسالت رسالتى همگانى است و در انحصار هيچ گروه و سازمان خاصى نيست و اگر گروهى عهده دار آن مىشود تا اين امر خطير را سامان بخشد، تكليف را از دوش ديگران بر نمىدارد، بلكه وظيفه همكارى را هم بر تكليف پيشين آنان مىافزايد.
بايد اين گوهر گرانبها و اين آتشفشان مهدويت هر دم افروختهتر گردد و اين ميسور نيست، مگر با يك بسيج همگانى و مديريتى متمركز و تربيت نيروهاى متخصص و مبلغ. بايد مربيانى كارآ، روزآمد و وارسته از حوزويان و دانشگاهيان تربيت كرد و در عرصه آموزش، پژوهش، هنر و ادبيات، كارى جدى كرد و طرحى نو درانداخت. ناگفته نماند كه كارهاى بزرگ به همان اندازه كه مهم و سترگند; از حساسيت و شكنندگى خاصى هم برخوردارند. كارهايى از اين نوع، سرعت و دقت را با هم مىطلبد.
هفتم. چنان كه غيبت امام زمان (عج) صغرا و كبرا دارد، ظهور آن حضرت هم مىتواند صغرا و كبرا داشته باشد و انقلاب اسلامى ايران را مىتوان نماد ظهور صغرا و زمينه ساز ظهور خود آن امام همام دانست. پيش از انقلاب اسلامى ايران پذيرش يك حكومت دينى و فراگير به رهبرى امام عصر (عج) براى بسيارى بعيد مىنمود; اما امروز اين مهم هيچ دور از واقع نيست. از اين رو مىتوان انقلاب اسلامى ايران را مظهر ظهور صغرا و بسترى براى تحقق و اتصال به قيام كبراى آن حضرت دانست; ان شاء الله.
ادامه مطلب...
+
تهیه کننده محمد جواد محقق
|





